«ژوزفينا پاسكواله» زن ۳۳ ساله ايتاليايى، براى جلب توجه جهانيان به صلح، با لباس سپيد و پاى پياده حركت به دور دنيا را آغاز كرد.به گزارش«جهان» وبه نقل از عصر ایران، او در طول مسير گاهى سوار خودروهاى بين راهى مى شد تا خود را به شهر برساند.
«ژوزفينا» به نزديكى هاى استانبول در تركيه رسيده بود كه سفرش به خط پايان رسيد.چرا كه يك راننده كاميون زن تنها را سوار كرد و او را در جاده فرعى شهر «قبضه» مورد آزار و اذيت قرار داد و كشت، بعد هم متوارى شد.با انتشار خبر اين جنايت، مردم تركيه و ايتاليا شوكه شدند.ديروز تصوير «ژوزفينا» در صفحه نخست تمامى خبرگزارى ها و روزنامه هاى اين دو كشور نقش بست.نخست وزير تركيه در پيام رسمى ضمن اعلام تسليت، با خانواده قربانى و مردم ايتاليا ابراز همدردى كرد.تجسس هاى پليس جنايى براى دستگيرى جنايتكار فرارى با توجه به كشف سرنخها ادامه دارد.
این متن خبری بود كه تنها یك پایگاه خبری ایرانی ان را گذاشته بود …. صلح هیچ وقت برای ما چیز بار ارزشی نبوده .. چیزی نبوده كه باعث بشه به خاطر دیگران به ان احترام بگذاریم … ی كاش این سالها زودتر می گذشت وای كاش سالها بعد بدنیا می امدم … دربین مردمی نبودم كه تنها نگاهشان به زندگی این است كه خانه بخرد ماشین بخرند پول جمع كنند قسط بدهند و خلاصه جمع كننده چیز هایی بشوند كه برای ان زندگی نمی كنند … زندگی در اینجا تلخ است به اندازه خود زندگی … ما یا راغبیم به شركت دراین مسابقه خرید یا مجبور … دوست داشتم بیشتر بنویسم اما وقتی نمی دانم از كجا بنویسم چه باید بكنم …
چرا باید برای یك زن بازیگر ایتالیایی حمله به فلسطینی ها از طرف اسرائیل اینقدر مهم باشد كه با لباس سفید و پای پیاده بخواهد مسیر ایتالیا تا اسرائیل را طی كند و در نهایت با گذشت اینهمه كشور در جایی مثل تركیه به او تجاوز و كشته شود …
و چه باید برای من اهمیت داشته باشد من كه همه پولهایم در بانك است و غصه ایی جز نداشتن چیز هایی كه ندارم را ندارم
چه كسی اهمیت می دهد من ایرانی می خوام برم سر كارپول دربیاورم ماشین بخرم به همه عقده های دوران كودكی و جوانی ام برسم و گه گاهی بنشیم غربزنم در این كشور ازادی نیست و خودم هم بدانم تنها چیزی كه از ازادی می خوام این است كه زن ها را در خیابان بتوانم لخت ببینم و به بقیه اش زیاد كاری ندارم … من ایرانی ام و شاهد نسلی فروپاشیده و بی هویت نسلی كه حداكثر تفكرشان این است كه كشورشان تبدیل شود به جایی شبیه تركیه … مردمانی دهاتی با لباس جین كه برایشان فرقی نمی كند چقدر پیشرفت می كنند فقط می خواهند لائیك باشند و در شو های تلوزیونی مسخره شان با امرا و گونل برقصند و به ریش ما هم بخندند .. كه شلوار های ترك می پوشیم و می خواهیم مثل انها باشیم ….
شاید دارم زیاده روی می كنم ولی چیزی كه هست گاهی خسته می شوم … حس می كنم وصله ناجور جامعه من و امثال من هستند كه می خواهند متفاوت باشند چون مردم مرگ را برای همسایه می خواهند و می خواهند گوسفندانی باشند كه گرسنه نمی خوابند ….
گاهی وقت ها فكر میكنم چه می شد من هم می شدم مثل كسانی كه می شناسم ….
گاهی وقت ها …
ژوزفينا پاسكوال زن ۳۳ ساله ايتاليايى، براى جلب توجه جهانيان به صلح، با لباس سپيد و پاى پياده حركت به دور دنيا را آغاز كردو در تركیه مورد تجاوز قرار گرفت و كشته شد … همین .




رفیق نا آمید نشو. تو نمیتونی مثل گوسفندا بشی. چون تو یک دیوانهای و برای پیروز شدن به این دنیا اومدی. هزینهها گرون هستن، میدونم ولی پیروزی نزدیک است، شتاب کن
درود
گفتنی ها رو گفتی…
بعضي وقتي احساس مي كنم مثل يه كرم توي يك دنياي پر از كثافت دارم زندگي مي كنم و لحظه خوند اين خبر همين حس بهم دست داد .
خبر خيلي تاسف انگيزي بود.
ولي به نظرم در تحليل و نتيجه گيري از خبر افراط كردي.
يعني تمام مردم ما مثل گوسفند در پي نياز هاي خودشونند و هيچ كس به فكر درد بقيه نيست؟
و برعكس تمام مردم غربي از غم بدبختي جهانيان آرام و قرار ندارند؟ مردم اونجا منفعت طلب نيستند؟
راستش رو بخواي من هم هر روز خيلي از اين تقليدگر هاي آرزومند ميبينم ولي اين ديدگاه كه اون طرف رو بهشت و اين طرف رو جهنم بدونيم قبول ندارم.
سالهاست که میجنگیم و عجیب است که این جنگ به پایان نمیرسد! کسی فکر نمیکند چرا به پایان نمیرسیم! راستی چرا؟ چرا همچنان این جنگ پابرجاست؟ میدانی چرا؟ چون ما برای باختن میجنگیم! میجنگیم که بازنده باشیم. در برابر همه ناجوانمردیها میخواهیم ببازیم. میخواهیم در برابر هرچه نارواست سر بیافکنیم و میخواهیم سرشکسته از این میدان بیرون رویم! با وجدان خود میجنگیم و میخواهیم اصالتمان را نابود کنیم. میخواهیم خودمان را از بین ببریم و مجسمه ای از آنچه که نباید بسازیم! حرف برای گفتن بسیار است اما …
واقع چرا یک دیوانه باید بیاید همچین کاری بکند.من هم متاسفم و به خانواده ی وی تسلیت می گویم
سلام .. خوب که نیستین .. اما امیدوارم بهتر باشین.. تا بوده همین بوده.. این را نمی گویم که از سر باز کنم .. این همه نا امیدی چی روعوض می کنه ؟ خودمو می گم.. چی کار می کنم به سهم خودم ، تا روحم از این همه ظلم نپوسه ؟ و من به عنوان یه آدم واسه یه آدم دیگه چی کار می کنم ؟ با یه گل بهار نمیشه ، می دونم اما اگه همه همین فکرو بکنن که می کنن ، میشه همینی که هست .. شاید هم بدتر از این ..
سلام رفیق
اگه تو دیوونه ای ای کاش همه مردم دنیا دیوونه بودن! صفای معرفتت!
پاینده باشی
وحشتناکه
آدم می مونه چی بگه… این همه انسانیت، اون همه پستی…
لکه ی ننگی بر تاریخ زندگی بشر خواهد بود. خوشا به حالش!