
امروز ساعت دوازده ظهر یك امیر از قطار پیاده شد , و من دارم به خودم نگاه می كنم كه در قطار نشسته ام در انتظار ایستگاه موعود …
شبیه كودكی شده ام كه مشق های خود را گذاشته اول صبح قبل از رفتن به مدرسه می نویسد .. دارم تند تند زندگی ام را مرور می كنم … شاید همین امروز من هم از قطار پیاده شوم … شاید فردا …و شاید دها سال بعد .. چه فرقی می كند …
زمان موجود ناشناخته زمانی انتقام خود را خواهد گرفت و این ماییم كه بی دفاع در برابر ان ایستاده ایم :
قسم به زمان … كه انسان به راستی در زیان است … به غیر از انها كه ایمان بیاورند به زیبایی ها و خوبی كنند به نوع بشر و امیدوار باشند به لطف معبود و صبر پیشه كنند …
صبر واژه ایی نامانوس می شود وقتی حس كنی چیزی را از دست می دهی … می شوی مانند كودكی كه سر كلاس مشق هایش را ننوشته و معلم ارام ارام به اون نزدیك می شود … به خودت فحش می دهی كه كاش می نوشتم … و كاش…
خبر سریع بود : امیر رفت.
من امیر را نمی شناختم در این فكرم اون خود را می شناخت …
فردا نوبت كداممان است و …
هر دم از عمر می رود نفسی
چون نگه می كنم نماند بسی
ای كه پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روز در یابی
خجل ان كس كه رفت و كار نساخت
كوس رحلت زدند و بار نساخت
خواب نوشین بامداد رحیل
باز دارد پیاده را زسبیل
هر كه امد عمارتی نو ساخت
رفت و ان را به دیگری پرداخت
گلستان/سعدی علیه الرحمه
ممنونم آقای بیا گویی از این پست
امیدوارم که ما فر صت اونو داشته باشیم ,بتونیم به اونجایی که باید برسیم ,برسیم.
دوستا نی که میایید اینجا لطف کنید برای این دوست عزیزم امیر دعا کنید و براش یه فاتحه بخونید
امیر عزیز فقط 24 سال داشت اگه می تونید هر وقت که یادتون افتاد یا هر وقت به این وب لاگ سر زدین یادتون باشه که یه فاتحه بخونید
خیلی خیلی ممنون
ای فلک رخصت که جانان همره جان میرود
کاسه ام لبریز درد است. چون روانم میرود
………………………………………………………………
به سالهای از دست رفته عمرت نگاه کن..نگاه کن که در پس لحظه های از دست رفته ات دنبال گمگشته ای
بودی..به روح لطیف کودکی نگاه کن که همه چیز را زیبا میبیند..به لحظه های کودکی بنگر که در آن..در
پس لحظه های پرشور آن گمگشته ای نداری..به آسمان بنگر که در اعماق سیاهی شب و نور ستاره ها
صدایی می آید..دلهره آور است..به سحرگاه بنگر که انگار همه چیز در رقص است..به شب نگاه کن وقتی
تن ها مرده اند و روحشان با فراق بال پر می کشد.. به عظمت خودت نگاه کن..
نمی دونم چه نسبتی داشته باهات، از دست دادن هر عزیزی خیلی سخته، همدردی منو بپذیر.
آره معلوم نیست نفر بعدی ما نباشیم. آدم این جور اوقات دچار یه تحول فکری میشه، چه خوبه که بشه این حس و حال رو حفظ کرد…
کی میایستد این قطار و همه پیاده می شوند… محشره !
40 rooz gozasht
va man rozhayii bood k behesh fek nakarde boodam
are be ghole aghaye biagoii khak sarde
emroooz yadesh oftadam va omadam inja k begam amir doroste yadet nayoftadam vali bedon k khaterate ma hamishe zendas ino az tarafe hameye bacheha migam
maryam arash ….
baram jalebe man be tore etefaghi bazam mikham beram onja
hamedan
nakone endafe nobate mane