وقتی که شهر را سیل برد

سیل امد و ملخ ها را با خود به خواب برد

گیریم مرا هم می برد

به چه کار می اید این چند استخوان و گوشت فاسدی که هیچ اداره ایی روی ان مهر بهداشت نمی زند

ول می شوم توی خیابان

و با همه روسپی های ارزان قیمت  می رقصم

ول می شوم توی خیابان و برای اخرین بازمانده های اهنچی شعر می خوانم

شاید خوابش ببرد

گیریم سیل می امد من را هم با خود می برد

چه فرقی می کند

توی تخت خواب ببینیم یا میان شوری مسیله

2

زندگی شاید با اندازه صورت زنی زیبا نباشد

و شاید به اندازه کشوری بزرگ

که ارزشش را داشته باشد برای ان کشته شوی

3

از خواب که بیدار شوم ساعت تازه 11 است و افتاب ریخته روی

پلنگ خوابیده بر سینه ام

{مانند هر شکارچی که دوست دارد با شکارش عکس یادگاری بگیرد بگذارد توی اتاق خوابش

معلوم نیست اینجا اتاق خواب من است یا اقای پلنگ}

سیگارم را که می کشم

اتاق بزرگتر از ان چیزی است که بوده

و من شاید بزرگتر شده ام

- که دیگر پاکت سیگارم را مخفی نمی کنم -

جملات در سرم رژه می روند

و انقدر محکم می کوبند توی سرم

تا شاید بفهمانند به من که مرخصی تشویقی این

کهنه سربازان بی جیره و مواجب فراموش نشود

4

بلند شدم

از خواب بلند شدم

و یا شاد می خواهم امیدوار باشم لاقل این یکی خواب نیست

توی اینه که همین را می گوید پسر رکابی پوش

5

سوار بر هر چیزی که اسمش را می گذاری

در شهر غرق می شوم

و شهر همان که دیشب بود مرا می بوسد

با تمام روسپی های ارزان قیمت

با همه مغازه های تعطیل

منتشرشده در: on آوریل 22, 2009 at 8:33 ب.ظ (3) دیدگاه

آدرس برای فرستادن دنبالک به این مطلب : http://1divaneh.wordpress.com/2009/04/22/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%af/trackback/

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته.

تا کنون 3 نظر داده شده Leave a comment.

  1. تبریک بعد از مدت ها شعر. من… هیچی.
    مرسی
    بای

  2. من شعراتو دوست دارم. جون فكر مي‌كنم شعرن نه بازي.

  3. اولا که خوشحالم که … دوما که خوشحالم که هنوز همون زبان مبتنی بر احساستو که خیلی راحت می تونه حرفشو بزنه و القا کنه حفظ کردی و سوما که خیلی حال کردم واقعا …
    چهارما که فقط یه پیبشنهاد که توی تقطیع شعرات تجدید نظر بکن که بهتر تر شه که هم موسیقی و به هم نزنی و هم روانی کارو.
    دمت گرم…
    کار اول و مخصوصا سومت خیلی لذتبخش بود دمت گرم …


Leave a Comment