
خوب كه نگاه می كنم خیابان های شلوغی را می بینم كه خانه های نقلی 10 در 50 همان را احاطه كردند با كلی ادم كه هی می دوند تا بخرند چیزی را كه هنوز تمام نشده …
شهوت خرید را می توان گردن خیلی چیز ها انداخت گردن نداشته های خود ، و گردن داشته های دیگران . اما قدر مسلم معلوم است كه این وسط رسانه ها بی تقصیر نیستند وقتی تمام معضلات فیلم های سینمایی شده داشتن و زیر لایه های احساسی انسان ها سوار بر ماشین های صد میلیون تومانی می شوند و در خانه های چند میلییاد تومانی پارك می كنند ، كسی دیگر نمی تواند به من بگوید : خدا رو شكر همه اینها فیلمه
این وسط لااقل من فیلم نیستم … و البته مردمی كه می خواهند به زور بهم بفهمانند كه ما فیلم نیستیم ..
این روزها اخبار را دنیال كنید به جز بعضی از مسائل سیاسی داغ چیزی كه خیلی توی چشم می زند المپیك چین هست … موضوع را نمی خواهم عوض كنم یا اسمان ریسمان كنم … فقط اشاره می كنم به یك چیز به نظر شما در افتتاحیه المپیك چین در كشوری كه بالای یك میلیارد نفر ( یعنی بیش از 25) برابر ما جمعیت دارند چگونه توانسته اند به این زیبایی و با این كیفیت چنین مراسم پر هزینه ایی را اجرا كنند …
ایا اگر قرار بود این پروژه در ایران اتفاق می افتاد و هزینه های ان را هم یكی دیگر می داد باز هم این اتفاق می افتاد ….
دارم به این فكر میكنم ما به جز پول نفت و یا پول مفت به چیز های زیر ساختی دیگری نیاز داریم كه كماكان از ان محرومیم و ان فرهنگی منسجم و حركتی هدفمند در تمام ساختار های جامعه می باشد كه همگان ان را قبول كنند سپس همگان ان را به اجرا در بیاورند …
سخن را كوتاه می كنم وقتی به اغاز بازی های المپیك خیره می شوم تنها هیجان را نمی بینم … نظم و وجدان را هم می بینم كه سرمایه و تكنولژی دارند به دنبال انها می روند .