ماهي خوري به سبك آمريكايي


چه حسي داري وقتي كتابي را از روي پيشخوان مغازه‌اي برمي‌داري و احساس مي‌كني كمي با بقيه كتاب‌ها فرق دارد. نوعي تفاوت… شايد… يا وقتي عكس يك امريكايي دهه‌ي شصتي را مي‌بيني كه ايستاده، دست‌هايش را در جيبش كرده و خيره شده به خواننده‌ايي كه تو باشي با لبخندي كه معلوم نيست مي‌زند يا نه… البته دختري هم هست كه… همه چيز اين كتاب عجيب است از عنوان گرفته تا جلد و فهرست و براتيگان بودن اسم نويسنده‌اش.
صيد قزل‌آلا در امريكا نام رمان متفاوتي است از ريچارد براتيگان متولد 1935-1984 كه نشر ني با ترجمه‌ي  هوشيار انصاري‌فر _كه ترجمه خوبي هم هست_ به چاپ رسانده است.
براتيگان در اين كتاب دويست و هفت صفحه‌ايي سعي خود را بر آن داشته است كه به نوعي ادبيات خاص دست پيدا كند كه به براستي هم توانسته و باعث شده كه بعد از او نوعي سبك براتيگاني در امريكا بوجود بيايد. او در عبارت معروفي مي‌گويد: من هفت سال شعر نوشتم كه ياد بگيرم چطور جمله بنويسم، چون واقعا مي‌خواستم رمان بنويسم و تصور مي‌كردم تا وقتي نتوانسته‌ام جمله‌ايي بنويسم، رمان هم نمي‌توانم بنويسم.
اين كتاب را علاوه بر دارا بودن ادبياتي منحصر به فرد مي توان با داشتن شيوه‌ايي خاص در نقد راديكالي جامعه‌ي‌ امريكايي، نيز منحصر به فرد دانست.
براستي سخت‌ترين حالت اين است كه بخواهي به شكلي كه با ديگر رمان‌ها بر خورد مي‌كني با براتيگان‌ها برخورد كني يعني مثلا بروي جلو و بگويي سلام آقاي براتيگان. مي‌خواهم صيد قزل‌آلا را بخوانم! و او هم يا همان لبخند هميشگي كه معلوم نيست هست يا نيست، به تو بگويد خب بخوان! ولي سعي نكن چيزي بفهمي! و بگويي: آها! من فهميدم تو چي گفتي! و البته اين طور نيست كه فكر كني قرار است كتاب جادوگري و علوم غريبه بخري… صيد قزل‌آلا با براتيگان، آنچنان هم دور از دست نيست. تنها نياز دارد خودت را در محيطي جديد فرض كني كه قرار است با آن خو بگيري و خودت را وفق بدي.
براتيگان با ادبيات فوق‌العاده خود در اين كتاب سعي بر آن داشته است خواننده را وارد هزار توي تخيلات و عبارات و كلمات كند و به مخاطب خود نشان دهد كه كاربرد كلمات را فهميده است. اين قدرت استفاده به جا و به موقع از كلمات را مي‌توان در شعر هاي او نيز ديد.
در فصل مرگ قزل‌آلا بر اثر شراب پورتو، شاهد نوعي مرثيه هستيم كه ناگهان ما را به داخل خود مي‌كشد. خواهيم ديد كه همه چيز عوض شده و رنگي خاص بر فضاي ذهن خواننده شكل مي‌گيرد:

مستراحي نبود. نشسته بر دامن خيال. واقعيت بود. يك قزل‌آلاي يازده اينچي رنگين كمان به قتل رسيده بود. دريا و اقيانوس را، تا ابد از او بي نصيب گذاشتند، با يك جرعه شراب پورتو كه به خوردش دادند.
خلاف نظم طبيعي مرگ است كه قزل آلا بر اثر جرعه‌ايي شراب پورتو بميرد. ايرادي ندارد گردن قزل‌آلا را ماهي‌گيري بشكند و پرتش كند توي سبد، يا مبتلا شود به قارچ‌هايي كه همچو مورچه‌هاي شكرفام روي تنش بخزند تا سر اخر كه قزل‌آلا بيفتد توي شكردان مرگ.
ايرادي ندارد قزل‌آلا به دام بركه‌اي بيفتد كه آخراي تابستان خشك خواهد شد يا بيفتد به چنگال پرنده‌اي يا به چنگ جانوري. بله، ايرادي ندارد حتي كه قزل آلا از آلودگي بميرد، در رودخانه‌ايي از مدفوع خفقان‌آور انساني. قزل‌آلاهايي وجود دارند كه بر اثر كهولت سن مي‌ميرند و ريش سفيدشان به دريا جاري مي‌شود. همه اين‌ها در چهارچوب مرگ طبيعي مي‌گنجد، ولي مردن قزل‌آلا بر اثر نوشيدن جرعه‌ايي شراب پورتو امر ديگري است.
همان طور كه مي بينيم شاهد ديوانگي‌هاي مردي هستيم كه در عين نقد مي‌خواهد جرعه جرعه ادبياتي ناب و اصيل از نوع خودش را به كام ما بريزد. القاب و كاربرد‌هاي مختلفي مي‌توان به اين كتاب داد؛ شايد بشود گفت اين كتاب پر است از كلمات و كاربرد‌هاي عجيب و غريب آن‌ها، شايد بشود گفت با نقدي سخت بر اجتماع طرفيم و شايد بخواهيم كتاب را شطحيات يك امريكايي بناميم. ولي در نهايت اين كتاب صيد قزل‌آلا در امريكا نوشته ريچاد براتيگان است كه با قيمت دو هزار تومان مي‌تواند شما را به عميق‌ترين و زيبا‌ترين تفكرات آدمي ببرد كه هفت سال براي اولين جمله‌اش صبر كرد.

منتشرشده در: on آگوست 16, 2008 at 11:35 ق.ظ (4) دیدگاه
Tags: , , , , , ,

چرا ماهی قرمز نمی خرم !

mahi.jpg

سه دلیل مهم برای اینکه دیگر ماهی قرمز نخریم:

1- بخاطر سلامتی خودتان و خردسالان : ماهى قرمز به دليل نوع نگهدارى و شرايط ويژه توزيع و خريد و فروش منبعى براى انتقال ويروس سالمونلا و بیماری پوستی خطرناک پيستوريازيس می‌باشد. ويروس سالمونلا با ۲۵ هزار زيرگونه از طريق كوچكترين خراش بر انگشتان و تماس با آب تنگ ماهى آلوده به اين ويروس، قابل انتقال است.عفونت هاى حاد دستگاه گوارش با علايم اسهال خونى، استفراغ، تب شديد، درد بدن، اختلال دستگاه تنفسى و تضعيف سيستم دفاعى بدن از عوارض این ویروس است. پيستوريازيس بيمارى پوستى خطرناكى است كه از ديرباز به وفور در ايران ديده شده و به طور جدى در حال افزايش است. اين بيمارى در گذشته به مرض پولك ماهى معروف بوده كه پس از گسترش بيمارى و نمايش علائم هم به سختى تشخيص داده مى شده است.در موارد گسترش متوسط و پيشرفته كه زخم هاى پوستى به صورت پولك ماهى با خونريزى هاى عفونى، سراسر بدن بيمار را فرا مى‌گيرد، ديگر راهى براى درمان نيست و به مرگ بيمار منجر مى‌شود. اين ويروس از طريق كوچكترين خراش بر انگشتان و تماس با آب تنگ ماهى آلوده به اين ويروس، قابل انتقال است.

2- بخاطر نجات جان میلیون‌ها ماهی : سالانه بين ۳ تا ۵ ميليون قطعه ماهى قرمز بين ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردين كشته مى‌شوند. ماهى‌هايى كه خانواده‌ها براى ايام عيد خريدارى كرده و به منازل خود مى‌برند ماهى‌هاى سكته كرده و بيمار هستند. این ماهی‌ها در حين انتقال به دليل تكان‌هاى شديد سكته كرده و درصد قابل توجهى از آنها مى‌ميرند. بقیه آنها نیز در خانه خریداران بدلیل بیماری و یا آب کلردار از بین می‌روند.

3- بخاطر حفظ فرهنگ باستانی‌مان : ماهی قرمز هیچ جایی در فرهنگ ایرانی و باستانی ما ندارد، این ماهی که یکی از نمادهای فرهنگ چین می‌باشد در حدود 100 سال پیش بخاطر اسم عربی آن (سمک) بعنوان یک سین وارد سفره ما ایرانیها شد؛ این ماهی در فرهنگ چین نمادی از مرگ است که چینی‌ها با آزاد ساختن آن در رودخانه‌ها حیات را به خانه خود بازمی‌گردانند. در تابلوی نقاشی “هفت سین” اثر حسین احیاء در کاخ گلستان نیز اثری از ماهی قرمز مشاهد نمی‌شود.

یادداشت‌ها: آيين باستانى يا سنت صدساله؟ - روزنامه ایران
نظارت سازمان دامپزشكى بر پرورش و توزيع ماهى قرمز - روزنامه شرق
مرگ ۵ ميليون ماهى قرمز براى عيد - روزنامه شرق

 حاشیه : خانم دكتر مهرناز عطرى مديرگروه زيست محيطى مهر ايران كه بعد از سه سال تلاش توانست با جلب نظر سازمان حفاظت محیط زیست و تصویب جریمه‌های سنگین از فروش مارهاى آبى و لاك‌پشت‌ها جلوگیرى نماید، هم‌اکنون نیز در حال تلاش برای جلوگیری از فروش ماهی‌های قرمز هستند، با نخریدن ماهی قرمز به ایشان کمک کنیم.

نقل از وبلاگ هزار و یك شب

منتشرشده در: on مارس 17, 2008 at 9:59 ق.ظ (5) دیدگاه
Tags: , , , , , , , , , ,

توضیحی بر گزارش ختنه دختران ؛ اسلام چه می گوید؟

view_4.jpg

چیزی كه ما مسلمانان را معمولا به عقب هل می ده به نظر من یك مسئله است : تعصب بدون تحقیق كه در بر خی اوقات باعث مرگ ما هم بی هیچ دلیلی شده است ؟

در مورد این مسئله دوستان  مطالب خوبی را در طی این یك روز به من رساندند كه از همه انها متشكرم . یك چیزی كه برخی از دوستان برای من مطرح كرده بودند مسئله رفتن برخی از زن ها به صورت داوطلبانه پیش دكتر  برای برش قسمتی از الت خود هستند كه بیشتر به منظور زیبایی است ولی من منظورم این مسئله نبود …. البته من كاری به مسئله اسلامی بودن و نبودن ان نداشتم .. تنها و تنها حركت من نوعی مبارزه با جهل خفته ایی بود كه حاكم بر قسمت های بسیار زیادی از انسانیت می باشد و تحریم این مسئله ….. تحریم مسائلی كه باعث می شود بیست در صد از كودكان كه این عمل روی انها انجام می شد با مرگ هم مسیر شوند و این تلخ است خیلی تلخ …..

در باره مطلب دفعه قبل مطالب بسیاری را دراینترنت مشاهده كرده بودم و ارشیوی هم داشتم ولی بهترین مطلبی كه به نظرم امد می تواند جوابیه خوبی باشد این استفتاء سید محمد حسین فضل الله می باشد كه در پایین با ذكرمنبع می گذارم .

 

20circ21.jpg

حرمت ختنه کردن دختران در اسلام

علامه مرجع آیت الله العظمی سید محمد حسین فضل الله در پاسخ به استفتاآت گوناگون پیرامون موضع اسلام در قبال ختنه کردن دختران، پاسخ دادند:

 بررسیهای ما از متون وارده در این زمینه نشان می دهد که ختنه کردن دختران ساخته و پرداخته اسلام نیست و مبنای اسلامی ندارد. بلکه یکی از رسوم عصر جاهلی به حساب می آید که در زمره زینت و تجمّل زن برای شوهر یا خودش قرار می گرفته است. آن چه که از ائمه (ع) برای ما وارد شده است نشان می دهد که سنّت ختنه کردن دختران نفی شده است. در این متون از ختنه کردن دختران به «خفض الجواری» تعبیر شده است. ابو بصیر مرادی از امام محمد باقر (ع) روایت می کند. می گوید: «از امام باقر (ع) درباره کنیزی پرسیدم که از سرزمین شرک به اسارت گرفته شده و اسلام آورده است. خواستند که او را ختنه کنند، نگذاشت که کسی این کار را انجام دهد. حضرت فرمود: سنّت ختنه برای مردان است و نه برای زنان».

در روایت دیگری آمده است: «ختنه کردن پسر بچگان سنّت است ولی ختنه کردن دختران سنّت نیست.»

در روایت سوّم سنت بودن ختنه کردن دختران نفی شده است، ولی جزو سنّت های پسندیده اجتماعی به حساب آمده است. مسعدة بن صدقة از امام صادق (ع) روایت می کند که فرمود: «ختنه کردن زنان پسندیده است ولی جزو سنّت نیست و واجب هم نیست.»

روایت های مذکور به روشنی بیان می دارند که ختنه کردن زنان سنّت نیست و این یعنی اسلام آن را به عنوان یک حکم شرعی مستحب که مبتنی بر یک مصلحت برتر باشد، وضع نکرده است. بلکه آن را جزو امور پسندیده اجتماعی به حساب آورده است که می شود آن را جزو سنّت ها و رسوم مورد عمل آن زمان برشمرد.

از روایت اول می توان چنین فهمید که سؤال کننده از حکم ختنه دختران سؤال نمی کند. بلکه از نوع برخورد با زنی که آن را انجام نمی دهد، می پرسد. پاسخ امام باقر (ع) مستقیماً سؤال کننده و به صورت غیر مستقیم ذهنیت عمومی را چنین راهنمایی می کند که ختنه کردن دختران هیچ ارتباطی به اسلام ندارد.

روشن است که نمی شود با عادات اجتماعی ریشه دار در رفتار مردم با شدت و حدّت برخورد کرد. بلکه نیازمند یک حرکت تدریجی است تا در نهایت به حذف آن عمل منتهی شود. اسلام از همین روش در مسأله آزاد کردن بردگان هم استفاده کرده است. زیرا تحریم قاطعانه ممکن بود پایه های اجتماعی زندگی مردم را متزلزل کند. در حالی که ایجاد شکاف تدریجی در نظام برده داری در نهایت به حذف تدریجی آن می انجامد. برای این کار هم به یک انقلاب اجتماعی نیاز نیست. چرا که چنین انقلابی ممکن است فرصت تحقق اهداف اساسی اسلام را از بین ببرد.

نوع پرداخت اسلام به بعضی از عادات و رفتارها و حتی اندیشه ها نیز این چنین قابل توجیه و تحلیل است که اسلام می خواهد زمینه های فکری را ایجاد کند که به زن به عنوان انسانی که در کنار مرد در عرصه های زندگی وجود دارد احترام بگذارد. این زمینه های فکری می تواند زمینه های روانی اعتماد به نفس را در وجود زن ایجاد کند و زن چنین احساس کند که در عرصه حضور دارد. علاوه بر این چنین نگاهی می تواند زن را از چارچوب عیوب اجتماعی خارج کند و او را در جایگاه طبیعی انسانی که حق زن و مرد است قرار دهد و زمینه از بین رفتن بسیاری از عاداتی را فراهم آورد که نه تنها به خودی خود رجحانی ندارند بلکه در بسیاری از جوانب، جنبه منفی هم دارند.

از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: «وقتی زنان به سوی پیامبر (ص) هجرت کردند، در بین آنان زنی بود که او را ام حبیب می گفتند – در روایت دیگری ام طیبة آمده است – او دختران را ختنه می کرد. وقتی پیامبر (ص) او را دید به او فرمود: ای ام حبیب! آیا هنوز هم به همان کار مشغول هستی؟ گفت: آری ای رسول خدا! اگر حرام است مرا از آن نهی کن. فرمود: حلال است. بیا نزدیک تا به تو بیاموزم. زن گوید: نزدیک شدم. حضرت فرمود: ای ام حبیب! اگر چنین کردی، زیاد عمیق برندار و زیاده روی نکن، چرا که هم زیباتر است و برای شوهر هم بهره بیشتری دارد.»

در تاج العروس آمده است: «سربلندترین خون گیرندگان، ختنه کنندگان و کوتاه کنندگان زائده اندام زنان هستند.» اگر اندکی از آن را دو را بگیرند. در جایی دیگر آمده است: «نهک، مبالغه در هر چیزی است.» در تفسیر «لاتنهکی» آمده است: «یعنی در ختنه کردن و کوتاه کردن زائده اندام دختران زیاده روی نکن، بلکه به مقداری از کنار آن بسنده کن».

این حدیث جزو همان راهنمایی های اسلامی قرار می گیرد که بدان اشاره کردیم و شاید هم به تدریجی بودنی اشاره کند که بدان پرداختیم. پیامبر (ص) نیز در پرداختن به موضوع ختنه، آن را مطلقاً مباح نمی شمارد، بلکه نوعی نفرت را در آن بر می شمارد. حتی زن ختنه کننده از امکان نهی آن توسط پیامبر (ص) می پرسد. از این رو پیامبر (ص) زن ختنه کننده را راهنمایی می کند که این عمل نباید به ضرر زن تمام شود. بلکه حتی از فرمایش «فلاتنهکی ولا تستأصلی» پیامبر (ص) هم می توان تحریم شرعی ختنه را فهمید. چرا که اصولی ها معتقدند ظاهر نهی همان حرمت است. مگر اینکه دلیلی بر عدم آن وجود داشته باشد. این علاوه بر ضرر زن به نفس است که بدون نیاز به متن خاص، تمام ضررها در زمره آن قرار می گیرند.

خلاصه این که ختنه کردن زنان و دختران علاوه بر اینکه واجب نیست، از سنّت های مستحب هم نیست و اسلام آن را از دایره احکام بیرون ساخته است تا جزو متغیرهای اجتماعی قرار گیرد. ائمه (ع) نیز در ابتدا بر عدم سنّت بودن آن تأکید کرده اند و سپس از طریق فضای فکری و فرهنگی اسلام و تجربه و تأمل، این قاعده فکری را دچار تحول ساخته اند تا برای بررسی محاسن و معایب آن، زمینه بررسی های علمی درست آن فراهم گردد و موجبات منع یا تجویز آن فراهم شود.

بر این اساس ما عقیده داریم هر چیزی که بیرون از احکام اسلامی باشد، به ضرر نمی انجامد جزو گزینه های فردی قرار می گیرد که نمی شود به اجبار آن را تحمیل کرد. همین طور اولیای زن نباید چیزهایی را که به نفع زن نیست اعمال کنند. هر چند که تمام چیزهایی که به ضرر می انجامد، چه از نظر جسمی و سلامتی و چه از نظر جنبه های دیگر، شرعاً حرام هستند. والله من وراء القصد.

منبع :

http://www.bayynat.ir/index/modules.php?name=News&file=article&sid=639

گزارشی از ختنه دختران، جنایتی سنتی كه تا قرن حاضر ادامه دارد

20circ6.jpg

شاید تعجب كنید ختنه دختران این دیگر چیست ؟ این عمل یا همان ناقص‌سازی جنسی زنان (ختنه زنان) عملی است که طی آن بخشی از آلت تناسلی زنانه به خصوص ک لیتو ریس و لبهای آن بریده می‌شود. این عمل که میل جنسی در زنان را تا حد بسیار بالایی نابود می‌کند، سابقا در میان اعراب بسیار متداول بوده است، اما امروزه نیز توسط گروه‌هایی از اعراب، بخصوص در شمال آفریقا مرسوم است. ناقص‌سازی جنسی زنان نزد گروههای دفاع از حقوق بشر و فعالان جنبش زنان یکی از مصادیق خشونت علیه زنان تلقی می‌شود.

برای اطلاعات بیشتر واژه Female Circumcision را می توانید در اینترنت جستجو كنید و اطلاعات دقیقی درباره این جنایت باستانی یاد بگرید تصاویری كه در ادامه می آید ممكن است موجب ناراحتی شما شود پس خواهشا اگر زیر 16 سال هستید و یا یاد گرفتن این مطالب را مفید نمیدانید به این قسمت رجوع نكنید. در غیر این صورت ادامه را كلیك كنید

لینك تصاویر مورد جستجو در گوگل

توجه>>> به دلیل دبخراش بودن دیدن تصاویر برای نوجوانان توصیه نمی شود >>> توجه

ادامه مطالب برای بدلیل داشتن تصاویر خشن برای سنین زیر 16 سال و نوجوانان توصیه نمی شود

ادامه ی مطلب…