احمق ها در ايران مي شوند نابغه ها!

ماجرا از انجايي شروع شد كه در خيابان ولي عصر چشمم به تبليغ كتابي خود كه خيلي جلد اشنايي داشت … ورد 2007 براي نابغه ها از نشر سيميا … همه چيز در سرم چرخيد تا يه ثانيه بعد يادم افتاد اين شكل و شمايل ادمك و اين طرز نوشته نشر براي احمق هاست For Dummies خلاصه باز هم برايم نكته جالبي ساخت يان ديدن … و ان اين بود كه ببينم يكي از پرفروش ترين كتاب هاي اي تي دنيا با نامي كه در سراسر دنيا شناخته شده است وقي قرار است در كشوري متمدن و داراي ادم هاي نابغه چاپ شود مي شود براي نابغه ها/….

شما از اين ماجرا چه برداشتي مي كنيد ؟ فكر مي كنيد چه اتفاقي افتاد ؟؟ چرا ناشر بجاي استفاده از براي احمق ها از براي نابغه ها استفاده كرده است … جوري كه همه مي دانند براي احمق ها شعاري است كه نشر اصلي اسم خود را نيز از همان برگزيده است و باعث شده قواعدي را رعيات كند كه همه بتوانند به سادگي با ان سوژه مورد نظر را يادبگيند .. سراغ ندارم نابغه ايي را كه بخواهد كتاب ساده را ياد بگيرد..

وقتي بخواي بفهمي قضيه از كجا اب ميخود كافي است كمي فكر كني و ببيني در اين كشور مردم براي ياد گرفتن و لذت ان ياد نمي گيرند جمع زيادي در كشور دوست داشتني من براي كلاس گذاشتن مي روند اموزش مي بينند و كتاب صرفا جنبه تزيني برايشان دارد .. حالا كتاب هر چقدر هم پرمحتوا وقاي اسم اين چنين ضايعي دارد من كه عمرا بگذارم جلوي ديد … كسي ببيند و خيال كند من احمقم … خب ناشر بيچاره هم فكر ميكنه با خود مي گه چرا بايد اسم روي كتابم بگذارم كه مردم نخرند .. روش مي زارم براي نابغه ها تا مردم وقتي خريدند بتوانند مثل هر چيز ديگري كه دارند با ان كلاس بگذارند …

شديم وسيله ايي براي كلاس گذاشتن ..

دوست داريم مانكن باشيم .. لباس مانكن ها را بپوشيم .. دماغمان نوك تيز باشد .. شكممان تو برود … دكتراي هر رشته ايي كه شد را بگيريم … ولي مغزمان .. زياد مهم نيست توش چي باشه … فقط بتونم يه پولي در بيارم .. البته راحت …

وقتي تاريخ كشور هاي توسعه يافته در اين قرن رو مي خوني مي بيني اين راهي كه ما داريم مي ريم واقعا به تركستان هست …

البته واقعا اين طور نيست كه همه اين طور باشند ولي چيزي كه هست اين شده يك سبك .. يك شيوه براي زندگي .. اين كه دم اسبي ببندي و بروي توي كتاب فروشي هاي انقلاب براي همه از اخرين كارهاي اجرا شده در سالن هاي تئاتر پاريس بگي .. از اين كه مطمئني كسي ازت چيزي نمي پرسه چون مي دوني همه مي ترسن ضايع بشن ..

بعضي وقت ها فكر ميكنم كاش ما هم يك فرهنگ به روز داشتيم … دوست داشتم اگر از سه هزار سال پيش فرهنگي جز غارت و جنگ تا به حال نبوده اي كاش الان نسل ما كمي تكاني به خود مي داد به جاي افه گذاشتن باي همديگه تلاشش رو براي ارتقا زندگي اينده گان بيشتر مي كرد …

—-

نكته اول : اخر اين هفته ان شا الله مراسم رفتن به خونه بخت منه … برايم ارزوي سالهاي سال زندگي خوش كنيد و براي همسرم صبر جميل …. ( گزارش تصويري خارق العاده ايي ان شا الله در اينترنت پخش خواهم كرد )

نكته دوم : موجيم كه اسودگي ما عدم ماست …

منتشرشده در:  on ژوئن 29, 2008 at 9:01 ب.ظ (11) دیدگاه
Tags: , , , , , ,

بزرگ ترین جنگ تاریخ , وقتی تاریخ دروغ می گویند

*
از سایت كـ سوف

بزرگ ترین جنگ تاریخ چه بوده ؟ تا به حال به این قضیه فكر كرده اید ؟ دیروز به نكته ایی بر خورده ام كه برایم خیلی جالب بود ان هم طولانی ترین جنگ تاریخ مبارزات میان

زنان و مردان بوده است

شاید در مرحله اول مسخره بیاید ولی چیزی كه هست همیشه انسان در پی برتری بوده و برای این برتری دست به هر كاری زده است گاهی برای كشور با كشوری دیگر می جنگد گاهی بر سر نژاد با نژادی دیگر و گاهی سر رنگ پوست اما همه و همه جنگ هایی مقطعی بوده اند… اما تنها یك جنگ بوده كه هیچ وقت به پایان نرسیده است .

مبارزات زنان برای بدست اوردن حقوق شان در میان مردان در طول تاریخ همیشه با سركوب زنان به پایان رسیده است و این امر همیشه باعث بیگاری كشیدن از جنس زنانه و جسم زنان شده كه این خود نشان دهنده عمق این جنگ و مهم بودن نتیجه تاریخی ان می باشد .. زنان در ادیان و مذاهب مختلف دارای جایگاه مختلفی بودند اما گذر زمان این مسئله را همیشه مسلم شده نمایانده بود كه مسئولیت زنان بر عهده مردان است واین مردان هستند كه باید زنان را هدایت كنند و مورد سو استفاده قرار گیرند .. حال شاهد هستیم كه بیشترین قشر بی سواد و كم سواد در میان زنان وجود دارند چون یك مرد در ذهنش می گوید: .. برده را چه كار با سواد

چه باید كرد؟ ایا اصلا باید چاره اندیشید … در وضعیت فعلی جامعه ما نیست می بینیم تقریبا تمامی سایت های حمایت از حقوق زنان نیز بسته می شود .. و در سطح جامعه تقریبا تمام چیز هایی كه زنان را به ازادی درانتخاب مسیر زندگی هدایت می كنند یا سر كوب شده یا بسته می شود و یا یكی از مظاهر فساد جوامعه غربی خوانده می شود … پس می بینیم مشكل از جای دیگری است .. می بینیم دراین جهان سوم مسئله دین و جایگاه زن در ان نیست، مسئله مرد و جایگاه زن در زندگی اوست .. مرد مسئول گریز زن طلب . مردان زن باره .. مردانی كه صرفا زنان را برای امرار روزمرگی خود و نه بیشتر می خواهند و لقمه نان را با منت بسیار جلوی سگ و زنشان می اندازند.

من یه فـ میـ نسـ یت نیستم و نه یه طرفدار حقوق زنان من تنها … یك شاهد تاریخ دوست هستم كه صدایی همیشه در گوشم طنین انداز است و مرا ازار می دهد:

به سراغ زنان می روی تازیانه فراموشت نشود