شهرنو آيينه گمشده تاريخ تهران 16+ تصوير

سلام و ممنون از دوستاني كه نسبت به پست قبلي اظهار محبت كردن وقتي ديدم كه در يك شب بيشتر از سه هزار خواننده داشته با دوستم تمام گرفتم و تصميم گرفتيم وقت بيشتري رو براي اين كار بگذاريم …

نكته اول اين كه در اين امر دو كتاب اول ما رو ياري دادن اولي كتابي بود به نام : با من به شهر نو بياييد كه چاپ دهه سي بود و كتابي انتقادي بود نوشته اقاي حكيم اللهي كه به اشرف پهلوي كتاب را خطاب كرده و دائما در كتاب بر ضد حكومت پهلوي البته زمان كتاب اوائل پهلوي دوم بوده .. صحبت كرده .. كتابي است با خاطرات و توصيفاتي بس تلخ و گزنده كه به دست من رسيد و من هم فرصتي يك شبه براي اسكن از برخي داستان هاش و عكس ها و مطالعه اون داشتم ..

كتاب بعدي كتابي هست كه در سال چهل و هفت موسسه امور اجتماعي اون زمان به تحقيقي اماري دست زده و امار دقيق و ريز تمام فاحشه هاي تهران به صورت خيلي دقيق بدست اورده كه بيشترش مربوط مي شه به شهرنو

چند تا مقاله هم هست كه به طبع بعدا معرفي مي شن

بعضي دوستان گفتن كه چرا به اين مسئله گير داديد مگر مهم تر از اين نبود كه من بايد بگويم مسئله شهرنو مسئله كمي نبود وجود خيلي ز ناهجاري هاي روحي و جسمي حال جامعه به خصوص تهران رو بايد در اونجا ريشه يابي كرد حتي كاركرد سياسي فاحشه هاي شهرنو در تاريخ معاصر ما غير قابل گذشت هست به طوري كه نمي شه گفت در مسائل سياسي اجتماعي نقشي نداشته اند كه گاهي نقششون خيلي هم زياد بوده

نكته بعدي اين بوده كه اين قسمت از شهرتهران داره به فراموشي سپرده مي شه و اين تاريخ چيزي نيست كه فراموشش كنيم و بگيم نه اينا بدهاي ما بودن بياييد ا ز كوروش و داريوش بگيم :)

به نظر من شهرنو پديده ايي بوده كه بايد به دقت بررسي بشه وقتي ساليانه صد و چهل هزار نفر از مردم شهر تهران و كساني كه به تهران مي امدند در دهه ها سي و چهل با زناني همبستر مي شدند كه اثار زخم سفليس رو مثل جزامي ها در همه جاي بدنشون داشتند و به اين مرض مبتلا مي شدند .. بايد دونست واقعا چرا .. چرا يك ادم حاضر مي شه اين كار رو بكنه .. اون موقع خيلي از مسائل تاريخي به خصوص تاريخ سياسي اجتماعي ايران كه به خاطر وقايع سياسي انقلاب 57 ديده نشده اند خودشون رو نشون مي دن و ما به علت هاش پي مي بريم .

دختر ناصر الدين شاه

اينكه بعضي از خوانندگان گفتند كه تهران هميشه همينطور بوده بله درسته تقريبا از زمان ناصر الدين شاه اينطور بوده به طوري كه خود شاه دختر فاحشه ايي داشت كه اين كار رو شروع كرد و رواج داد و محله ايي در تهران بوجود امده به نام محل قاجاريه كه همون شهر نو صد سال قبل تر بوده …

نكته ديگه مسئله انتشار بيماري هاي مهلكي بوده كه گاها اون دوره به اون مي گفتن كوفت و مردم با اين كه مي دونستند و علائمش رو مي ديدن باز هم به اين كار دست مي زدن .. و اين نشون دهنده ياس و افسردگي بالاي مردم اون دوره در طبقه پايين داشته .

كاوه گلستان هم زنده بايد يادش عكس هاي خوبي گرفت … و درد سر هاي زيادي كشيد .. كه بعدا مفصلا در قسمتي در باره ان مي نويسيم

نكته بعدي اين است كه نحوه خروجي اين تحقيق هنوز مشخص نيست .. احتمال چاپ شده ان كم است ولي اگر ببينيم زياد به تريپ برخي كه نامشان قرار است بيايد بر نخورد مي چاپيم .. ولي اگر نشد با موافقت دوستانم به نشر ان از طريق وب مي پردازيم به صورت بخش بخش

تنها بگويم قسمتي فراموش شده را قرار است به ياد كساني بياوريم ……..؟؟؟!!!!

منتشرشده در: on ژوئن 6, 2008 at 1:59 ب.ظ (19) دیدگاه
Tags: , , , , , , , ,

َشهر نو در تهران قديم يا وقتي من گريستم

چند وقتي بود مسئله تاريخي شهر نو برايم مهم شده بود و دوست داشتم در باره اين شهر عشق و حال دنياي قديم بيشتر بدانم اين مدينه فاضله پيرمرد هايي كه وقتي مي گفتند روحت شاد شاه يك خاطره از شب هاي شهر نو را هم مي گفتند تا اين كه اوضاع مهيا شد براي شروع اين قضيه.

صحبت ها و گفتگو ها با شاهدان عيني و جمع اوري تصاوير ادامه داشت كه با دوستي اين قضيه مطرح شد و معلوم شد اوهم در اين مورد مطالعاتي داشته است و شروع كرديم ………

دو روزي است تقريبا به پانصد صفحه كتاب و اسناد مهم و ناياب دسترسي يافتيم و من امشب را فرصت دارم كه انها را مطالعه كنم …

ساعت از يك شب هم گذشته ولي درد عجيبي در سرم حس مي كنم …

تلخ تلخ تلخ

اينها تنها كلماتي هستند كه ذهن من بوجود مي اورند .. صفحه به صفحه شاهد بزرگترين تراژدي انساني در سالهاي دهه 40 و 50 هستم انقدر برزگ كه با شنيدن ان مطمئن هستم ساعت ها زندگي بر شما تيره مي شود …

ما عكس ها و مطالب خوبي پيدا كرديم خيلي زياد ولي …. كاش پيدا نمي كرديم …

تاريخ تلخي داري ايران …

فكر مي كنم ندانيد در تهران سالانه 140 هزار نفر به سفليس مبتلا مي شدند … و اينكه در شهر نوئيي كه خيلي ها از ان تعريف مي كنند و مي گويند مي رفتيم و دم فلاني گرم دختر بچه و پسر بچه هايي بودند كه به انها همه نوع تجاوزي مي شد و البته به قيمت ده تومان از خانواده هايشان خريداري مي شدند … در اين مكاني كه به زور كسي جوانيش تمام مي شد و سفليس و هزار بيماري ديگر همه بدنش را مي خورد و جايي كه مردم روزها و شب ها در كنار خيابان از كنار جنازه اين ادم ها رد مي شدند …

باقي بماند تا كامل شدن مقاله ما شايد چند روزي ننويسم … دارم مطالعه مي كنم و گاهي كتاب ها را مي بندم و مي گريم … دست خودم نيست …. راستي فراموش كردم شهر نو هنوز هم در ميان ماست … امروز دو  نوجوان را در ترمينال جنوب ديدم ….

منتشرشده در: on ژوئن 4, 2008 at 8:31 ب.ظ (16) دیدگاه
Tags: , , ,